پائیز برگ ریزان


افسونگری Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

روزها،ماه ها و سال ها می گذرند

و شاید هیچ چیز عوض نشود

جز من

که بیش از بیش عاشق گشته ام

Days , months and years pass

Everything can be the same

But me

That i find more in love with you

+ نوشته شده در چهارشنبه 31 فروردین ماه سال 1384ساعت 3:06 PM توسط چه فرقی می کنه که کی باشم!!! | 34 نظر

عاشقی؟

اگه عاشق کسی باشی دوست داری همه چیز را در موردش بدونی:اینکه آن کیه؟ به چی

فکر می کنه؟چه چیز خوشحال و چه چیز ناراحتش می کنه؟

به او و احساسش اهمیت میدی،با خوشحالیش خوشحال می شوی و با ناراحتیش غمگین

و پریشان ۰

از صحبت کردن باهاش لذت می بری و شاد می شوی او چیزهایی می گه که باعث

تمایزش با دیگران میشه و تو این را دوست داری علتش را نمیدونی البته دانستنش هم

برایت اهمیتی نداره او را همین طور که هست دوست داری ۰

فکرت سراسر از یاد و اندیشه اوست بی دلیل به فکرت میاید و از خودت می پرسی آیا 

به اندازه ای که به او فکر می کنی  او به شما فکر می کنه؟

هنگامی که عاشق باشی دیگه رادارت برای ردیابی دیگران خوب کار نمیکنه و بقیه در

مقایسه با فرد مورد علاقه ات جالب نخواهند بود ۰

قدم زدن با او زیباترین راه گذراندن یک بعد از ظهر است به خصوص وقتی که از او

دوری،آرزو میکنی که پیشت بود۰

سعی می کنی با اینکه برخی از کارها برایت خوشایند نیست ولی به خاطر خواسته او

بدون جبهه گیری و مخالفت به انجام آنها بپردازی ۰

اگه آن آخرین چیزی است که پیش از خوابت به فکرت می آید و اولین چیزی است که

بعد از بیدار شدن به ذهن شما خطور می کنه و حتی چندین بار رویای او را دیدی، دیگه

لازم نیست ادامه بدهم که عاشق شده ای یا نه؟ 

به آینده ای فکر می کنی که او جزیی از آن است آینده ای نا محدود۰۰۰
+ نوشته شده در شنبه 20 فروردین ماه سال 1384ساعت 5:01 PM توسط چه فرقی می کنه که کی باشم!!! | 43 نظر

تقدیم به تو... که من دریایی را...به مردابی عمیق بدل کردی...

فقط یاد توست که دلم را بیدار نگه داشته است.چشم هایی که انتظار تو را میکشند و برای

دوری از تو و نبودت گریه میکنند و بسیاری از دردها و غم ها را می بینند و حرفی به
 
زبان نمی آورند. باز غمگین از نبودن تو در کنارم در گوشه ای خلوت کز کرده و به تو

می اندیشم. کاش میتوانستم تنهاییم را برایت معنا کنم. بگذار دردهایم را فقط با دستهای تو

درمان کنم و حرفهایم را فقط با چشمان تو در میان بگذارم. بگذار تا ابد چشمان من

انتظار تو را بکشند،این چشمها را رد نکن که برای دیدنت مشتاق و بی تابست.

از خدا می خواهم که زندگی مرا از مهربانیهای او خالی نکند و اگر روزی او بار سفر 

را از دل من بر بست عمر مرا بگیرد،خدایا لحظه ای مرا بی او  و بدون اندیشه او و

خیال او زنده نگه مدار.

  میدانم که عاشق واقعی کسی است که عشق خودش را بدون چشم داشتی به

محبوبش عرضه می کنه او از بخشیدن شاد میشه نه از ستاندن. در عشق پاک

خودخواهی،غرور،کینه،نفرت وتیرگی روح جایی نداره .

افسوس ۰۰۰ افسوس که  تو مرا در جنگل خزان زده احساسم تنها گذاشتی۰۰۰

تو مرا با همه عشق و عاطفه ام زیر پا له کردی ،میدانم که دیگر هرگز صدای تو را

در میان هلهله شادی بخش دلم نخواهم شنید۰۰۰

+ نوشته شده در شنبه 6 فروردین ماه سال 1384ساعت 2:48 PM توسط چه فرقی می کنه که کی باشم!!! | 21 نظر